کانال تلگرام استاد حسن میلانی حفظه الله
https://telegram.me/Hmilani
https://telegram.me/Hmilani

معارف عقلي قرآن و اهل بيت عليهم السلام
و نقد فلسفه و عرفان و تفکيک
بسم الله الرحمن الرحيم
حقير حسن ميلاني در سال 1338 در خانوادهاي مذهبي در شهرستان نيشابور متولد شدم. قبل از انقلاب در سال آخر دبيرستان به خاطر علاقه شديد به علوم اهل البيت عليهم السلام وارد حوزه علميه قم شدم.
پس از طي دوره مقدمات، دوره سطح را از محضر آقايان آيات پاياني، اعتمادي، ستوده، مدرس افغاني، اشتهاردي، حجتي زاده، کافي اصفهاني، مروج الشريعه، سبط الشيخ و... استفاده نمودم.
در درسهاي خارج حضرات آية الله وحيد خراساني، آية الله بهجت، آية الله شيخ هاشم آملي، آية الله اسماعيل پور شرکت کرده و بهره بردهام.

نام کتاب: سراب عرفان (نقد کتاب مقالات دکتر حسین الهی قمشه ای)
نویسنده: حجة الاسلام والمسلمین حسن میلانی
حجم فایل: ۱۵۰ کیلوبایت
پسوند: jar
سازنده: ثانی عشر اف بوک
توضیحات:
این کتاب نقدی است بر کتاب مقالات دکتر حسین الهی قمشه ای که قبل از چاپ، در سه شماره از مجله کیهان فرهنگی منتشر شده بود.
بخش اول، آفرینش یا تولد؟!
بخش دوم، گریز اهل عرفان از دلیل و برهان
بخش سوم، جبرگرایی و نفی اختیار
بخش چهارم، مکاتب بشری در مقابله با مکتب وحی
دریافت فایل کتاب سراب عرفان برای موبایل
آیتالله شیخ حسن میلانی که این روزها تالیف چندین اثر در حوزه نقد عرفان و فلسفه را در دست دارد، معتقد است: فلسفه و عرفان تنها ادعای عقلانیت دارند، در حالیکه اینگونه نیست و تعریفهای آنها غلط است.-آیتالله میلانی در گفتوگو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا)، اظهار کرد: کتابهای «فقه المعارف الالهیه به زبان عربی»، «کدامین تفکیک؟»، «اثبات توحید و بطلان وحدت وجود» و «فلاسفه و عرفا چه میگویند؟» از جمله آثاریاند که در دست تالیف دارم.
وی با اشاره به موضوع کتاب «فقه المعارف الالهیه» گفت: در این کتاب اصول دینی و اعتقادی از راه براهین اعتقادی شرح داده شدهاند و نقد عرفان و فلسفه در محور کار قرار گرفته است. البته برای اثبات مبانی اعتقادی در کتاب به آیات و روایات نیز استناد شده است.وی افزود: همچنین در این اثر مبانی فلسفی و عرفانی را که ادعای عقلانیت دارند، نقد و کاملا اثبات کردهام که مبانی آنها عقلی نیست و تنها از واژه عقلانی استفاده شده است.
http://www.ibna.ir/vdcammn6y49naw1.k5k4.html

دانلود کتاب فراتر از عرفان جلد دوم که هنوز چاپ نشده است.
![]() |
فراتر از عرفان ۲٫pdf | 1.1M |
![]() |
f_erfan-j2.doc.zip | 200K |
لینک و آدرس پوشه فایل ها در پرشین گیگ:

چهل و شش منهای یک تراک است که مجموعاً ۵۱۱MB حجم دارد و به طور متوسط هر تراک ۱۱٫۳۶MB حجم دارد و فرمت فایل ها MP3 می باشد .

دانلود کتاب فراتر از عرفان جلد یک
![]() |
فراتر از عرفان ۱٫pdf | 1.3M |
![]() |
f_erfan-j1.rtf.zip | 290K |
استاد بداية الحکمة را به صورت نقادانه تدریس نمودند و موی سفید را از ماست بیرون کشیدند به طوری که در بسیاری از موارد گفته های فلاسفه کاملاً مردود می شود .
فایل های صوتی این سری از دروس شامل صد و هجده تراک است . هر تراک به طور متوسط هشت ممیز یک دهم مگابایت حجم دارد . که برای استفاده شما آماده دانلود می شود .
حجم مجموع فایل ها ۹۵۹مگابایت می باشد .
تعداد ۲۲ فایل درون یک پوشه در سایت 4shared.com می باشد که شما تک تک یا یک جا می توانید دانلودشان کنید یا گوششان نمایید.
حجم مجموع ۲۲ تراک = ۲۲۶MB
میانگین حجم فایل ها = تقریباً ۱۰٫۳MB
فرمت: MP3 ؛ بیت ریت: ۳۲Kb
آدرس دانلود: http://www.4shared.com/folder/W_aDaW18/_online.html
متاسفانه برخی افراد برای تایید فلسفه ومبانی غلط آن دست به تحریف واقعیت و انحراف درمسیر هدایت مردم زده نسبت ناروا به بزرگان دین ومراجع می دهندم ا برآن شدیم در این مطلب یکی از این شیطنتها را برای شما عزیزان وتمام کسانی که به دنبال حق وحقیقت هستند نمایان کنیم.
قبلا مطالبی در این باره که آیت الله بهجت با خواندن فلسفه مخالف بوده ونهی می کردند بیان شد که می توانید درلینکهای زیر ببینید:
دریافت فایل به حجم تقریبی ۴٫۵مگابایت
فلسفه و عرفان، عليت و خلقت را به معناي تطور و تغير و دگرگون شدن و رقص ذات خداوند ميداند و حتي گوساله پرستي را هم خدا پرستي[1] ميشمارد چنانکه میگويد:
معناي "علّت بودن" و افاضه خداوند به اين باز ميگردد كه خود او به صورتهاي مختلف و گوناگون درميآيد![2]
به علّيت حکم کن اما آنرا به اين معنا برگردان که علّيت داراي صور و شؤون مختلف شدن است![3]
تحقيقا آن [ذات الهي] همان است که به صورت خر و حيوان ظاهر شده است.[4]
هر لحظه به شكلي بت عيار درآمد.
معبود در هر صورت و شکلي كه باشد ـ چه صورت محسوس مانند بتها، چه صورت خيالي مانند جن، و چه صورت عقلي مانند ملائكه ـ همان حق است.[5]
آنان كه طـلـبكار خدايــيد خداييد
بيـرون ز شما نيسـت،شمايــيد شماييد
ذاتيد و صفاتيـد، گهي عرش و گهي فرش
در عـين بقـاييـد و مـــنزه ز فنــــاييد[6]
هر چه غير خدا باشد رشحه ذات اوست پس جدا از او نميباشد. [7]
فلسفه علت را عين معلولات، و خدا را عين اشيا، و اشيا را عين ذات خدا (وحدت موجود) ميداند و از اساس منکر عليت و معلوليت است و در حقيقت منکر وجود خالق متعال است چنانکه میگويد:
فهرست مطالب را در ادامه ببینید
مدرسه آیت الله العظمی گلپایگانی - مدرس 25 - ساعت 11 الی 12
نقد فلسفه، تفکیک، عرفان، تصوف و شیخیه
مدرسه آیت الله لنگرودی - مدرس 5 - ساعت 10 الی 11
بحار الانوار - جلد 5
بیت معظم له - ساعت 19
ببینید یک وقت شما می گویید آقای حسن زاده این ها را شوخی کردند و منظورشان این نبود؛ منظورشان این بود که ما یک خالقی داریم فوق عالم و یک مخلوقاتی داریم که جسم دارند، روح دارند، بدن دارند و این ها هر کدام احکامی دارند. می گوییم این نظر را اگر بگویند کاملا ما قبول داریم، به شرط این که به خلاف آن تصریح نکرده باشند و نگفته باشند که اگر کسی این عقیده را داشته باشد باطل است؛ ما می بینیم دقیقا آقای حسن زاده می گویند اگر کسی این عقیده را داشته باشد باطل است؛ می گویند: اگر کسی خیال کند وجود خدا یک وجودی است غیر از سنگ و چوب و شیطان و انسان و جن و ملک ، اصلا این عقیده باطل است و او وجود خدا را محدود کرده! وجود خدا همان طور در هر ذره ای فرو رفته که آب در هر موجی فرو می رود؛ یعنی هیچ دوئیت واقعی بین موج دریا با خود دریا نیست و حقیقت هر دو آب است؛ بنابراین اگر می گویند لا تاخذنی سنة و لا نوم ، این که شما فرمودید خیلی توجیه قشنگی است ولی به شرطی که با مبانی ایشان سازگار باشد و مبانی ایشان این نیست؛ البته من هم معتقدم وقتی از آقای حسن زاده بپرسی واقعا سلول سلول وجودت را عین ذات خدا می دانی؟ قطعا می گوید: نه. من حرفم به آقایان این است که این کتاب ها را چرا جمع نمی کنید؟ چرا کتاب هایی را در حوزه به عنوان معارف و واقعیات ارائه می دهید و در آن می گویید: وجود خدا در ذره ذره مولکول عالم فرو رفته همان طور که آب در ذره ذره امواج فرو رفته و اصلا دوئیتی نیست! لذا ذره ذره چوب و درخت و سنگ، نهایت عقل و شعور و فهم و سجود است ، حتی شیطان هم وجودش به شکر رازقش اندر سجود است! بعد یک توجیهات این طوری می کنید. بنابراین ما بر می گردیم به مبنا ببینیم ما از پیش خود گفتیم این حرف شما باطل است یا نه روی مبنایشان این حرف نادرست است.
مطلب پیش رو مناظره ای است مابین دو تن از اساتید محترم حوزه علمیه قم حجج اسلام میلانی و رمضانی پیرامون وحدت وجود و برخی مسائل فلسفی و عرفانی که متن کامل آن از نظر گرامیتان می گذرد.

اشاره : نشریه سمات در ادامه عمل به وعده قبلی و آغازینش مبنی بر برگزاری گفتگوها و مناظراتی صریح پیرامون موضوعات فلسفی و عرفانی این بار مناظره ای را بین دو تن از اساتید حوزه علمیه قم حجج اسلام آقایان میلانی و رمضانی پیرامون موضوع وحدت وجود و برخی دیگر از مسائل فلسفی و عرفانی ترتیب داد که متن آن در زیر از نظر گرامیتان می گذرد.
■رمضانی : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی سید الانبیاء و المرسلین حبیب اله العالمین ابی القاسم المصطفی محمد و علی آله الطیبین الطاهرین المعصومین المکرمین. بنده هم به سهم خودم از آقای نصیری و جناب آقای میلانی و دیگر سرورانی که وقت صرف کردند و به این جلسه دوستانه تشریف آوردند، تشکر می کنم. امیدوارم که مباحث روند طبیعی خودش را داشته باشد و در نهایت مورد رضایت خدا و حجة بن الحسن المهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد.
دکتر
محمدعلی عبداللهی
تحصیلات حوزوی:
خارج فقه و اصول (حوزه علمیه قم)
تحصیلات دانشگاهی:
کارشناسی: فلسفه غرب، دانشگاه تهران، 1375، رتبة اول فارغ التحصیلان کارشناسی.
ارشد: فلسفه غرب، دانشگاه تهران، 1377، رتبة اول کنکور ارشد در رشته فلسفه.
دکتری: فلسفه غرب، دانشگاه تهران، 1383.رم
1) جناب آقاي رمضاني! اگر دلنشینی برخورد حضرت آيت الله سیستانی دام ظله با
شما دلیل بر تأیید عقاید شما و مطالب عرفان ابن عربی است، باید بدانید که
برخورد ايشان با مخالفان ابن عربي و فلسفه و عرفان التقاطي نیز دلنشين و
جالب است آيا معناي اين مطلب چيست؟! ايشان براي عالمان مخالف فلسفه و عرفان
ابن عربي هم دعا مي کنند، و احوال ايشان را هم با کمال ملاطفت و مهرباني
مي پرسند آيا شما از اين مطالب بر چه چيزي استدلال مي کنيد؟!
2) قطعا همان طور که ایشان فرمودند کساني که حوزه را مخالف علوم عقلي جلوه
مي دهند کار بسيار خطايي انجام مي دهند، اما آيا علوم عقلي اسلام و حوزه،
همان فلسفه و عرفان ابن عربي و آقاي حسن زاده آملي است که گوساله پرستي را
هم خدا پرستي مي دانند و پيغمبري را که از گوساله پرستي نهي مي کند بر خطا و
بي معرفت و جاهل به توحيد مي دانند؟! ( رجوع کنيد به ممدّ الهمم در شرح
فصوص الحكم، حسن زاده آملي، 514).
در این مناظره ابتدا آقای غرویان بحث حکمت را مطرح کرده واهمیت حکمت را مطرح می کند ومی گوید حکمت همان فلسفه وعمق ایمان را بیشتر می کندولی آقای میلانی در ابتدا می فرماید تفکیک مدعایش ضد فلسفه است ولی همان حرفهای فلسفه را می زندوما بارها تفکیک را رد کرده ومطالب ما موجود است اما حکمت چه کسی مخالف حکمت هستند اختلاف همین است که مصداق حکمت، کلام است یافلسفه فکر درعرض انبیا وامامان است نه طول هم.حالا این حکمتی که می گوییدعالم را قدیم می داندیا حادث.آقای غرویان فرمودند من بنای خود راب راین گذاشتم که روی حکمت بحث کنم حکمت از زمان سقراط وارسطو بحث شده و اگر نفس آماده شود خداوند آن را افاضه می کند یک مطلب علمی که مطرح کردندخداوند آیا قبل از خلقت بیکاربودو این شبهه را دوماه جواب دادیم در کشف المراد در شرح تجرید درس داده شده وچون در مناظره جای جواب شبهه نیست جای اثبات نظریه …
با توجه به اینکه در برخی از سایهای ترویج دهنده عرفانهای انحرافی وتاکید آنها به عرفان ابن عربی وتبلیغ کتابهایی مثل فصوص وسوءاستفاده برخی از آقایان ازبزرگان برای موجه نشان دادن مکتب خوداستقتائی از آیت الله سیستانی شده وایشان با صراحت عرفان صاحب فصوص را رد کردند.که می توانید استفتاء ایشان رادراین لینک که از از سایت معظم له می باشد مشاهده نمایید.
مناظرههای برپاشده در صدا و سیمای جمهوری اسلامی درباره مبحث مهم و حساسی
چون عرفان و نسبت آن با اسلام و عقلانیت، توجه جمع کثیری را به خود جلب
کرده است. حضور مهدی نصیری و محسن غرویان و تقابل این دو باعث شده تا
دوباره بحثهایی چون منش و حرکت فکری مکتب تفکیک، پر رنگ شده و مورد بررسی
قرار بگیرد. در گفتوگویی با حجتالاسلام حسن میلانی به بررسی این مناظره و
همچنین رسوخ عرفان در مکتب تفکیک پرداختیم.
بحث عرفان و تضاد آن با فلسفه و بهخصوص اندیشه اسلامی همیشه مطرح بوده
اما طی چند وقت گذشته شاهد برنامههایی در صدا و سیمای جمهوری اسلامی
هستیم که در آن مناظرههایی با این موضوع انجام میشود. یکی از
مناظرههایی که نظرها را به خود جلب کرد، بحث میان حجتالاسلام غرویان و
مهدی نصیری بود. شما این مناظره را چطور دیدید؟
در مورد مناظره نظر من این است که شکر خدا حرفهای آقای نصیری بسیار
مستدل و در متن بود و به حاشیهها نمیپرداختند؛ اما طرف مقابل او جناب
غرویان، بیشتربه حواشی پرداخته و وارد متن نمیشدند و پاسخی هم به هیچکدام
از اشکلات نمیدادند. از طرف دیگر حرفهای امثال آقای نصیری فرصت و زمان
بیشتری برای تبیین میخواهد به این دلیل که در واقع حرفهای فلاسفه و عرفا
شبهاتی بوده که از خارج اسلام به اسلام وارد شده و شبهه کردن طبیعتا خیلی
راحت است و این جواب دادن به این شبهات است که زمان بیشتری را میطلبد.
بهطورکلی این مناظرهها تقریبا میتوانند بیدار باشی برای عموم مردم و اهل
بحث باشند تا آنها متوجه بشوند که بسیار نیازمند مراجعه به مکتب عقل و
قرآن و وحی هستند و خیلی دلبسته حرفهای فریبای فلاسفه و عرفا و شبهات
آنها نشوند. باید این مباحث مقدمهای شود برای اینکه به امید خدا، مردم
بیشتر به این موضوعات مراجعه کنند و کلاسهای درسی مطابق با براهین مکتب
وحی را بگذرانند. البته متأسفانه چنین کلاسهایی امروزه به ندرت یافت
میشود چراکه آنچه در حال حاضر حتی بهعنوان کلام چه در حوزه و چه در
کلاسهای کلامی مطرح است، در واقع چیزی نیست جز همان بحثهای
فلاسفه.پرداختن به این مباحث، به جدیت و فکر سازنده و مبنایی نیاز دارد.
یعنی شما به نوعی فکر میکنید که بحثهای سیمای جمهوری اسلامی ایران
درباره این موضوعها و همچنین واکاوی مکتب تفکیک تأثیر زیادی میتواند بر
علاقهمندان فلسفه و اندیشه اسلامی داشته باشد؟
در صحبتهای شما من دو بحث را میخواهم مطرح کنم. یکی بحث مکتب تفکیک و
دیگری فلسفه اسلامی. من در مورد هر دوی اینها توضیح میدهم و تعبیر سومی
را برای شما طرح میکنم. در واقع ما اصلا فلسفه اسلامی نداریم. آن
بحثهایی که امروز بهعنوان فلسفه مطرح است، یک پسوند اسلامی دارد که به
هیچ عنوان اسلامی نیست و در اصل همان عقاید فلاسفه یونان است که اغلب بت
پرست بودند و اصلا نه خالق را قبول داشتند و نه خدا و نه حدوث عالم را. در
اصل این فلسفه همان عقایدی است که وارد شده و فقط کمی ظاهرش را بزک و
اصطلاحات پیچیده و خمیدهای را به آن اضافه کردهاند تا مردم فکر کنند این
همان تفکر اسلامی است. در صورتیکه مطالب و معارف عقلی اسلام دقیقا مقابل
با حرفهای فلاسفه است. اما مطلب دوم بحث مکتب تفکیک است که در مقابل
حرفهایی که بهعنوان فلسفه و عرفان اسلامی مطرح است، عنوان میشود. ما در
واقع مکتب تفکیک نداشتیم. در اصل ما مکتب علوم عقلی و معارف کلامی اسلام را
داشتیم که از ابتدای ورود فلسفه و شبهات فلاسفه به اسلام، در اول امر،
توسط خود ائمه و سپس توسط اصحاب آنها و علمای متکلمین بزگوار شیعه، بهطور
دائم در مقام رد و ابطال نظریات فلاسفه بودند. اما مکتب تفکیک، موضوع
دیگری است. حدود 100 سال پيش، شخصی به نام میرزا مهدی اصفهانی در نجف، تحت
تعلیم و دستورات عرفای نجف، کارهای ریاضتی و عرفانی انجام داده و سپس ادعا
کرده که از فلسفه و عرفان برگشته و میخواهد علوم و معارف علوی را تبیین
کند. این در حالی است که اصلا چنین موضوعی واقعیت نداشته و ایشان تا انتهای
عمرشان هم نتوانستند از مطالب فلسفی و عرفانی که در ذهن داشتند، فاصله
بگیرند بلکه تا آخر عمر هرچه گفتند همان حرفهای عرفا بود و بس. شاگردان
ایشان نیز در مجموع، همینگونه بودند و همین راه را طی کردند. مکتب عقلانیت
و علوم عقلی قرآن و اسلام و عترت، مکتبی است که از ابتدای اسلام بنا
گذاشته شده و بعد از آن توسط متکلمین ما حفظ و بیان شده است. اینطور نیست
که بگوییم اگر کسی فلسفه را رد میکند، در حقیقت علوم عقلی را رد میکند.
بلکه خود فلسفه اصلا علوم عقلی نیست. فلسفه یکسری تعبدیات و شبهاتی است که
از یونان آمده و اسم آن را اسلامی گذاشتند و حتی آنها را تغییر هم
ندادند. بیجهت اسم آن را علوم عقلی گذاشتند.
شیخ مفید، محمد بن محمد به نعمان، از بزرگترین متکلمان و فقیهان اماميه است و در زمان او رياست علمي و ديني شيعه به او منتهي گرديد. او به پیروی از تعالیم امامان معصوم و تسلیم در مقابل ایشان توانست مدافعی گرانقدر و سلیم الاعتقاد از مکتب اهل بیت و علم و اخلاق و سیره ایشان باشد، و همین امر سبب مقبولیت و ماندگاری آثار وی در نزد اعاظم و اساطین مکتب گردید. وی دانشمندي حاضر جواب بود و نزديک به 200 جلد کتاب از او به يادگار مانده است. (فهرست، شيخ طوسي، ص 157). شيخ مفيد نزد علماي اهل سنت نيز مقامي والا داشت وآن ها نيز او را مي ستودند. ابن حجر عسقلاني در باره وي مي نويسد: «مفيد، بسيار پارسا و فروتن و پاسدار علم بود. گروهي از دانشمندان از محضر او بهره جستند. او چنان در مکتب تشيع والامقام است که معروف است بر هر دانشمندي منّت (حق) دارد.» (لسان الميزان، ابن حجرعسقلاني، ج 5، ص 368.) او اندكي از شب را مي خوابيد و باقي شبانه روز را يا نماز مي خواند يا مطالعه مي كرد يا درس مي گفت يا قرآن تلاوت مي كرد. (فهرست ابن نديم، ص 266 و 239، چاپ الاستقامه.) وي از مستمندان دستگيري بسيار مي كرد، فروتني و خشوع وي زياد، و نماز وروزه اش فراوان بود.
با همه این احوال متأسفانه تحقیقات بی نظیر شخصیت شیخ بزرگوار مفید همچون سایر عالمان دینی متقدم، به شدت مجهول مانده است چرا که با ورود تعالیم بیگانگان به اسلام، معارف متقن و استوار مکتب، در پرده های ضخیم نسیان و غفلت مخفی مانده است. و اینک بر ماست که تبلیغات سوء بیگانگان را خنثی کرده، و این پرده ها را واپس زنیم، و از میراث گرانبهای تعالیم معصومان و تحقیقات کلامی متقدمان شناخته شده مکتب خود محروم نمانیم.